|
|
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
♥سلام به شما دوستای عزیزم خوش اومدید به
وبلاگ خودتون♥ ♥♥اگر مایل بودیین میتونین منو با نام ♥♥ღ♥ღ♥♥ی پسرک تنها♥♥ღ♥ღ♥♥لینک کنید♥♥
![]() یه روز بهم گفت: «میخوام باهات دوست باشم؛آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» یه روز دیگه بهم گفت: «میخوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» یه روز دیگه گفت: «میخوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره میدونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام» حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
ببخشید دوباره اومدم دفتر عشـــق که بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیکه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نمیکنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاکیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو ازاون که عاشقـــت بود بشنواین التماسرو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــ ـــــ ــ .
![]() عشق چیست؟
مادر گفت عشق یعنی فرزند پدر گفت عشق یعنی همسر. دخترک گفت عشق یعنی عروسک. معلم گفت عشق یعنی بچه ها. خسرو گفت عشق یعنی شیرین. شیرین گفت عشق یعنی خسرو . اما فرهاد هیچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد! میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟ سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست...
دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟
تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟ تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!
تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن ! تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟ تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!
تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!! . . .
تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم …
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…: تنها زمانی مشتری ها بافقط کاربران ثبت نام شده می توانند لینک ها,عکس ها را مشاهده کنند.برای عضویت کلیک کنید وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !
تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟
تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..! . . . تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!
دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!
تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد
![]() فعال معکوس که میگن اینه : دخترا اصلا بینی هاشون رو عمل نمی کنن.
هیچ وقت موهاشون رو رنگ نمی کنن مادر زاد مش شدس.
هیچ وقت به هم دیگه چپ چپ نگاه نمی کنن و به هم حسودی نمی کنن.
تمام طلا جواهراشون اصل اصله.
هرگزقبل از ازدواج ابروهاشون رو بر نمی دارن عمرا بردارن کی گفته بر میدارن نه بابا بر نمی دارن که مرتبش می کنن .
بی اجازه مامان و بابا هیچ وقت بیرون نمی رن .
به بهانه کتابخونه با دوستشون که با یه پسر بیرون نمیرن بیرون باورکنین .
اونقدر خواستگار دارن که نمیدونن به کدوم جواب بدن.
همیشه سر به زیرن اصلا به غریبه ها نگاه نمی کنن ( کاش فقط نگاه بود).
بعد ازازدواج تازه میفهمن حروم شدن طفلیها خونه باباشون همه چیزداشتن.
روچشماشون اصلا لنز نمی ذارن رنگش مادر زادی سبزوآبیه وخاکستری و بنفش و زرد و قرمز و آلبالویی و اناری و……….
تا حالا تو زندگیشون با هیچ پسری حرف نزدن!!! ( این دیگه ته دروغه )
انتظار تو فقط مال منه سهم من از تو افسوس ترو نداشتنه همه با هم دیگه هستن همه خیلیا رو دارن یکی هست که وقت گریه سر رو شونههاش بزارن ولی من از همه دنیا ترو داشتم، ترو داشتم وقتی گریه میکردم سر رو شونت میذاشتم همه تنهائیامون مال هم بود ، مال هم بود هرچی باهم دیگه بودیم ، واسه من خیلی کم بود انتظار تو فقط مال منه سهم من از تو افسوس ترو نداشتنه داشتنه تو قوت پرواز برای این بال شکسته است بودن تو جرات لبخند صدای این لبهای بسته است دارم از عطش میمیرم ، ابر من کجا میباری ؟ تن من خشکید و پوسید تو به سبزهها میباری انتظار تو فقط مال منه سهم من از تو افسوس ترو نداشتنه
![]() از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
سلام دوستای خوبم این شعر یکی از دوستامه راجع بهش نظر بدید تک دختری که چشم تو را دوست داشت مرد در آبی نگاه تو معنا نداشت مرد در انتظار پنجره ها را شکسته بود از این همه دروغ و ریا شکسته بود در یک غروب سرد زمستان به خواب رفت از لحظه ها جدا شد تا آفتاب رفت باور نمی کنم که به این سادگی گذشت از کوچه های خالی مردانگی گذشت دیدی تمام قصه های ما اشتباه بود شش دفتر کنار اتاقم سیاه بود دیگر فریب دست قضا را نمی خورم گندم به پشت گرمی حوا نمی خورم فردا کنار خاطره ها بیگانه می شوم در پیچ و تاب جاده ها دیوانه می شوم در پیچ خوابها بی تو بی تاب مانده ام از گرمی نگاه تو شب تاب مانده ام روزی که بی حضور تو آغاز می کنم در کوچه های خاطره پرواز می کنم اشکی که از زلا لی عشقم چکیده است از چشمای پاک تو بهتر ندیده است تقدیر من همیشه شکیبایی وفاست او از ترانه تنهای ام جداست مردی که من بر سر راهش نشسته ام بیگانه ای که از تب عشقش شکسته ام دیگر کنار آینه ها پیدا نمی شود رویا که بی حضور تو زیبا نمی شود
۱۰- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود. ۹-خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده. ۸-خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره! ۷-خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ... 6- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره. 5- خدا می خواست آدم بارور و تکثیر شود ، اما خدا میدونست که آدم تحمل درد زایمان رو نداره. 4- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره. 3- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره. 2- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند. و سرانجام دلیل شماره یک 1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....؟
به چشمم گفتم برات اشکی نریزه دلم گفت: ببار که خاطرش خیلی عزیزه... ************************ به یادم باش كه دریادم بمانی" *********************** آنقدر باورت دارم که وقتی می گویی باران خیس می شوم. ************************
یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد / یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مرد سوگند به عشق ، باغبان برگردان / بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد دوستان تعدادشون زیادن بعقیه شو ادانه مطلب ببنید
ادامه مطلب مردی توی كوپه قطار با یك خانم غریبه همسفر بوده. شب خانمه میره تخت بالایی میخوابه و مرده تخت پایینی. نصفه شب خانمه میگه سردمه، كاش شما میتونستی میرفتی ...از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. مرده میگه میخوایی خانم امشب فرض كنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟ خانمه كه همچین بگی نگی از پیشنهاد بدش نیومده بوده میگه باشه حاضرم. مرده میگه پس پاشو خودت برو پتو بگیر، برای منم یه چایی بیار !!!
روزی پدری خواست که پسرش را امتحان کند، و این پسرا خیلی دوست میداشت و همه امکانات را در اختیار او قرار میداد و هر روز با او به شوخی و کشتی گرفتن و تفریح مشغول بود خلاصه این بار خواست او را بیازماید و از او در حالتی که دستش پشت پسرش قرار داده بود پرسید پسرم یک سوال ؟ پسرم اگر باهم کشتی بگیریم کی برنده است من یا تو تو منو زمین میزنی ؟ پسر یک نگاهی به پدرش می اندازد و پدرش را سرتاپا نگاه می کند و در جواب می گه پدر آره هم تو رو زمین می زنم و هم از تو بزرگتر را . پدر از این جواب پسر شکه می شه و خیلی ناراحت؛ وبا خودش می گه شاید پسرش اشتباه کرده بازهم در این حالت از پسر دوباره می پرسه پسرم اگر باهم کشتی بگیریم من رو زمین می زنی یا من تو رو؟ پسر باز هم به پدر نگاه می کند و سرتاپا پدرش را برانداز می کند و باز هم می گد پدر نه تنها تو را همه جهان را زمین میزنم. پدر در حالتی که واقعا ناراحت میشود افسوس می کشد ببین من به کی دارو و ندارمو خوراندم و حالا به من بی احترامی می کند خواست که به پسرش نفرین کند اما جلوی خودش را می گیرد و دوباره این سوال را می پرسد اما از شدت ناراحتی دست خود را از پشت پسرش برمیدارد این بار پسر سرش را زمین می اندازد و در جواب می گوید نه پدرم من نمیتوانم کسی را به زمین به زنم . پدر در جواب پسرش تعجب می کند که در یک و دو دقیقه پیش جهان و زمین را به هم می دوخت حالا چی شده از پسرش می پرسد پسرم راز این جواب نه نمی تونم چیه که گفتی پسر رو به پدر نگاه می کند و در جواب می گه : پدر تا زمانی که دست تو پشتِ من بود من احساس می کردم که یک تکیگاه محکمی دارم و همه جهان را حریفم اما زمانی که تو دستت را برداشتی این تکیه گاه را دیگر احساس نکردم و توان رواروی با هیچ کس را در خود نمی بینم ..
به سلامتیِ درخت! نه به خاطرِ میوهش، به خاطرِ سایهش. به سلامتیِ دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم رو خالی نمیکنه. به سلامتیِ دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یکرنگیش. به سلامتیِ سایه! که هیچوقت آدم رو تنها نمیذاره. به سلامتیِ همه اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن، دوسمون دارن و نمیدونیم. به سلامتیِ نهنگ!که گندهلات دریاست. به سلامتیِ ز نجیر! نه به خاطر اینکه درازه، به خاطر اینکه به هم پیوستس. به سلامتیِ خیار! نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش. به سلامتیِ شلغم! نه به خاطر «شل»ش، به خاطر «غم»ش. به سلامتیِ کرم خاکی! نه به خاطر کرمبودنش، به خاطر خاکیبودنش به سلامتیِ رودخونه! که اونجا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است . اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید . اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید . اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست . اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست . اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند . اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید . گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست . به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟
|
|